اپل با کمال میل یک هدست ۳۵۰۰ دلاری به شما میفروشد که نمایشگرهای مجازی خمیده را در کل میدان دید شما میپیچد، اما این شرکت حتی یک بار هم یک نمایشگر خمیده فیزیکی عرضه نکرده است. نه در آیمک. نه در استودیو دیسپلی. حتی یک لبه آبشاری ظریف در آیفون هم ندارد. این یک سهلانگاری یا محدودیت فنی نیست، بلکه ایدئولوژی است که در آلومینیوم و شیشه آشکار میشود.
در حالی که رقبایی مانند سامسونگ کل کمپینهای بازاریابی را حول لبههای خمیده چشمگیر ساختهاند و دل با مانیتورهای بازی دورپیچ، جایگاههای سودآوری را برای خود دست و پا کرده است، اپل دههها به طور سیستماتیک از منحنیها اجتناب کرده است، آن هم با فداکاری یک معلم هندسه. نتیجه، نکتهای جذاب را در مورد نحوه تفکر ارزشمندترین شرکت فناوری جهان در مورد طراحی، گردشهای کاری حرفهای و ماهیت اساسی یک نمایشگر نشان میدهد.

فلسفه پشت صفحه تخت
فلسفه طراحی جانی آیو فقط در مورد مینیمالیسم نبود، بلکه در مورد چیزی بود که او آن را “صداقت با مواد” مینامید. هر منحنی باید وجود خود را از طریق عملکرد به جای شکل توجیه میکرد. در جهانبینی او که از دیتر رمز، مربی طراحی، به ارث رسیده بود، نمایشگرها یک هدف واحد را دنبال میکردند: ارائه اطلاعات با حداکثر وضوح و حداقل حواسپرتی. منحنیها پیچیدگی بصری را ایجاد میکردند که این اصل اساسی را نقض میکرد.
این صرفاً یک ترجیح زیباییشناختی نبود، بلکه یک اعتقاد فلسفی بود. وقتی آیو تبدیل آیپد پرو از لبههای منحنی به لبههای تخت را توصیف میکرد، تأکید کرد که چگونه پیشرفتهای مهندسی به آنها اجازه میدهد به «جزئیات لبهای بسیار ساده و سرراست» دست یابند. این زبان همه چیز را آشکار میکند: سادگی و سرراستی فضیلت بودند، در حالی که منحنیها نشاندهنده پیچیدگی غیرضروری بودند. برای آیو، نمایشگرهای تخت نه تنها طراحی بهتری داشتند، بلکه در مورد هدف خود صادقتر بودند.

وقتی منحنیها به معنای سازش بودند
نمایشگرهای منحنی فیزیکی مشکلات دنیای واقعی را ایجاد میکنند که وسواسهای مهندسی اپل نمیتوانستند تحمل کنند. مانیتورهای منحنی از اعوجاج هندسی در نزدیکی لبهها رنج میبرند و باعث میشوند خطوط مستقیم خمیده به نظر برسند، کابوسی برای متخصصانی که روی نقشههای معماری یا طراحی گرافیکی دقیق کار میکنند. دقت رنگ در سراسر سطح منحنی با تغییر زاویه دید متفاوت است و تعهد اپل به تولید رنگ در سطح حرفهای را نقض میکند.
تولید پنلهای خمیده همچنین به معنای بازده کمتر و هزینههای بالاتر است، عواملی که با تمایل اپل برای اقتصاد تولید قابل پیشبینی در تضاد هستند. مهمتر از آن، نمایشگرهای خمیده، چیدمان اجزای داخلی، مدیریت حرارتی و نوع ادغام یکپارچهای را که اپل به جلوههای بصری پر زرق و برق ارجحیت میدهد، پیچیده میکنند. هر پنل خمیده نشاندهنده سازشهای مهندسی است که تیمهای اپل از گذشته از پذیرش آن خودداری میکردند.

توجیه گردش کار حرفهای
اپل نمایشگرهای خود را مستقیماً در بازارهای خلاق حرفهای قرار داده است که در آن دقت بر غوطهوری غلبه میکند. تدوینگران ویدیو، عکاسان و طراحان گرافیک به نمایشگرهایی نیاز دارند که تصاویر را دقیقاً همانطور که در خروجی نهایی ظاهر میشوند، ارائه دهند. حتی انحنای ظریف میتواند اعوجاجی ایجاد کند که کار دقیق را دشوار میکند، به خصوص زمانی که چندین عضو تیم نیاز به مشاهده یک صفحه نمایش از زوایای مختلف دارند.
این تمرکز حرفهای همچنین مقاومت اپل در برابر ویژگیهای بازیمحور مانند نرخ تازهسازی بالا را تا همین اواخر توضیح داد. نمایشگرهای خمیده در درجه اول برای بازی و سرگرمی به بازار عرضه میشدند، بازارهایی که غوطهوری بیشتر از دقت هندسی اهمیت داشت. پایگاه مشتریان حرفهای خلاق اپل اولویتهای متفاوتی داشتند و این شرکت استراتژی نمایشگر خود را بر اساس برآورده کردن آن نیازهای خاص بنا کرد تا دنبال کردن روندهای مصرفکننده گستردهتر.

واقعیت مجازی همه چیز را تغییر میدهد
استقبال مشتاقانهی ویژن پرو از نمایشگرهای مجازی منحنی، تناقض اساسی در موضع ضد منحنی اپل را آشکار میکند. آخرین بهروزرسانی ویژن او اس به صراحت نمایشگرهای پیچیدهای را که “به دور محیط شما منحنی میشوند” ترویج میدهد و تجربیات فراگیری را ایجاد میکند که نمایشگرهای فیزیکی به سادگی نمیتوانند با آن رقابت کنند. اپل به طور فعال این صفحه نمایشهای مجازی منحنی را برتر از نمایشگرهای مسطح سنتی معرفی میکند.
انحنای مجازی هر مشکلی را که اپل در مورد نمایشگرهای منحنی فیزیکی مطرح کرده بود، حل میکند. نرمافزار میتواند اعوجاج هندسی را از طریق رندر پیکسلی بینقص از بین ببرد. دقت رنگ ثابت میماند زیرا پیکسلهای زیرین از نظر فیزیکی مسطح هستند. بازده تولید بیاهمیت میشود زیرا منحنیها فقط در کد وجود دارند. از همه مهمتر، کاربران میتوانند بسته به وظیفه خود بین نمایشهای منحنی و مسطح جابجا شوند و انعطافپذیری را که نمایشگرهای فیزیکی سفت و سخت نمیتوانند ارائه دهند، فراهم کنند.

وسواس هندسی آیو
درک بیزاری اپل از نمایشگرهای خمیده مستلزم درک فلسفه طراحی گستردهتر آیو است که بسیار فراتر از سختافزار به نرمافزار گسترش یافته است. تلاش او برای طراحی تخت در iOS 7، همان اصول هندسی اعمال شده بر رابطهای دیجیتال را نشان میداد. او زیباییشناسی را «زیبایی عمیق و پایدار در سادگی» توصیف میکرد و صریحاً عناصر تزئینی را که عملکردهای اساسی را ارائه نمیدادند، رد میکرد.
این وسواس هندسی بر هر محصول اپل در دوران تصدی آیو تأثیر گذاشت. تکامل آیفون به سمت سطوح تخت فزاینده، حذف منحنیها در مکبوک در هر کجا که ممکن بود، و حتی عناصر معماری در فروشگاههای اپل، همگی منعکس کننده این تعهد به خلوص هندسی بودند. منحنیها فقط زمانی قابل قبول بودند که اهداف عملکردی واضحی را ارائه میدادند، نه به عنوان تزئینات تزئینی یا جلوههای بصری.

شورش منحنی در صنعت
در حالی که اپل به سنت نمایشگر تخت خود پایبند بود، رقبا با صفحه نمایشهای خمیده در چندین دسته محصول به موفقیت دست یافتند. تلفنهای Galaxy Edge سامسونگ از طریق لبههای خمیده چشمگیر، تمایز ایجاد کردند. تولیدکنندگان مانیتور بازی مانند ASUS و MSI با نمایشگرهای خمیده فوق عریض، طرفداران مشتاقی را به خود جلب کردند. حتی سازندگان تلویزیونهای پریمیوم نیز منحنیهای ظریف را برای بهبود تجربیات مشاهده پذیرفتند.
بازار نمایشگرهای منحنی بدون مشارکت اپل به طور قابل توجهی رشد کرد، که نشان میدهد تقاضای مصرفکننده برای این محصولات وجود داشته است. کاربران حرفهای شروع به استفاده از مانیتورهای فوق عریض منحنی برای کارهایی مانند ویرایش ویدیو و معاملات مالی کردند و استدلال اپل مبنی بر ناسازگاری نمایشگرهای منحنی با کارهای جدی را تضعیف کردند. این شرکت با حفظ اصول هندسی خود، شاهد جریان یافتن جریانهای درآمد بالقوه به سمت رقبا بود.
آنچه اپل از دست داده است (و چرا اهمیتی نمیدهد)
نبود نمایشگر منحنی اپل، فرصتهای بازار این شرکت را در بازی، سرگرمی و حتی برخی از بخشهای حرفهای که نمایشگرهای فراگیر مزایای واضحی ارائه میدهند، از بین برده است. مانیتورهای فوق عریض منحنی در بین تولیدکنندگان محتوا برای کارهای مبتنی بر جدول زمانی محبوب شدهاند و مزایایی را ارائه میدهند که نمایشگر استودیویی مسطح اپل به سادگی نمیتواند با آنها برابری کند. این شرکت عملاً این بازارها را واگذار کرده است تا ثبات طراحی را حفظ کند.
با این حال، به نظر میرسد اپل به طرز چشمگیری نگران این فرصتهای از دست رفته نیست و استراتژی Vision Pro آنها دلیل آن را نشان میدهد. به نظر میرسد این شرکت نمایشگرهای فیزیکی منحنی را به عنوان یک فناوری انتقالی میبیند، چیزی که باید به طور کامل به نفع نمایشگر منحنی نهایی: واقعیت مجازی، از آن صرف نظر کند. چرا وقتی میتوانید در نهایت به مشتریان، منحنیهای مجازی بینهایت قابل تنظیم بفروشید، با شیشه خمیده سازش کنید؟ این رویکرد معمول اپل است که منتظر جهشی سریع در کل یک دسته محصول است تا اینکه در تکامل تدریجی آن شرکت کند.
تناقض بین نمایشگرهای مجازی خمیده اپل و نمایشگرهای فیزیکی تخت، در واقع به هیچ وجه تناقض نیست. این نقطه پایانی منطقی یک فلسفه طراحی است که عملکرد را بر فرم، کاربرد حرفهای را بر نمایش مصرفکننده و چشمانداز بلندمدت را بر مشارکت کوتاهمدت در بازار ارجحیت میدهد. اپل از نمایشگرهای خمیده اجتناب نکرد زیرا نمیتوانست آنها را به کار بیندازد. آنها از آنها اجتناب کردند زیرا شیشه خمیده هرگز مقصد نبود، فقط یک نقطه عطف در مسیر نور خمیده بود.




